سن ازدواج در اسلام چقدر می باشد؟

کوچک نمایی
بزرگ نمایی
بستن
برگشت به عقب
پاسخگویی آنلاین
متن سوال: 
ايا حديث يا روايتي در مورد زمان ازدواج داريم؟

باسلام خدمت شما پرسشگر محترم
يکي از مهمترين عواملي که رضايت از زندگي مشترک را تحت تأثير قرار مي‌دهد، سن ازدواج است. البته بيان سن مشخصي براي ازدواج تقريباً غيرممکن است؛ زيرا اولاً سن ازدواج با توجه به شرايط و موقعيت­هاي افراد مختلف، متفاوت است. براي مثال، سن ازدواج در مناطق گرمسير به سبب بلوغ جنسي زودتر دختران و پسران پايين‌تر است. ثانياً ميزان آمادگي روحي، جسمي، فکري، اجتماعي، فرهنگي و ... افراد نيز در سن ازدواج آن‌ها موثر است. ممکن است فردي در 25 سالگي به پختگي، رشد و تکامل رواني، اجتماعي و عاطفي برسد در حالي که فرد ديگري در سن 35 سالگي به چنين آمادگي نرسد.
در قرآن کريم هم سن خاص و معيني براي ازدواج بيان نشده است. البته از طريق برخي واژگان قرآن هم‌چون «بلوغ»، «بلوغ حُلُم»، «بلوغ نکاح» و «بلوغ اَشُدّ» مي‌توان سن بلوغ و ازدواج را به دست آورد. رساترين آيه در تعيين سن ازدواج، آيه شريفه: «وَ ابْتَلُواْ الْيَتَامَي حَتَّي إِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ؛[1] يتيمان را آزمايش کنيد تا هنگامي که بالغ شده و به نکاح (همسرگزيني) تمايل پيدا کنند. اگر آنان را به درک مصالح زندگاني خود آگاه يافتيد، اموالشان را به آنان بدهيد.»
شيخ طوسي در تفسير اين آيه مي­نويسد:«معناي بلوغ نکاح آن است که افراد به مرحله توانايي بر هم­خوابگي و توليد نسل برسند.»[2]
براين اساس معيار سن ازدواج از نظر قرآن، احساس نياز به ازدواج، توانايي هم­خوابگي، قدرت توليد نسل و رسيدن به حدّ رشد، يعني توانايي بر تشخيص مصلحت خويش است. علاوه بر آيات قرآن، رواياتي هم در مورد تعيين زمان ازدواج وجود دارد:
1. در برخي روايات به سن خاصي اشاره شده است. در اين روايات اغلب حد معيني به عنوان حداقل سن شروع ازدواج ـ خصوصاً در دختران ـ مشخص شده است:
امام باقر (عليه السلام) فرمودند: «دختر وقتي به سن نه سالگي برسد و تزويج نمايد، از يتيمي خارج شده و اموالش را مي­توان به او واگذار نمود.»[3]
هم چنين در روايت ديگري از پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمده است که ايشان بهترين سن ازدواج دختران را ابتداي سن بلوغ مي­داند.[4]
2. برخي ديگر از روايات که هيچ اشاره‌اي به سن خاصي ندارد. در اين روايات فقط به جوانان توصيه شده که در آغاز جواني ازدواج ­کنند.
پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرمودند: «مَا مِن شَابٍّ تَزَوَّجَ فِي حَداثَ?ِ سِنِّهِ اِلّا عَجَّ شَيطَانُ يَا وَيلَهُ يَا وَيلَهُ عَصَمَ مِنّي ثُلُثَي دِينَهُ؛[5] هر کس در ابتداي جواني ازدواج کند شيطان فرياد مي‌زند: فرياد از او، فرياد از او، دو سوم دينش را از دستبرد من نگاه داشت.»
شواهد تاريخي نيز نشان مي‌دهند که اغلب ائمه (عليهم السلام) در سنين قبل از 20 سالگي ازدواج ­کرده‌اند.
امام سجاد (عليه السلام) در سال 38 (ه . ق) متولد شدند.[6] مورخين نوشته­اند که فرزند ايشان امام باقر (عليه السلام) در سال 57 هجري چشم به جهان گشودند و در ماجراي کربلا (سال 61) چهار ساله بودند.[7] از اين مقايسه تاريخي مي‌توان دريافت که امام سجاد (عليه السلام) در حدود 18 سالگي ازدواج کرده‌اند. امام کاظم (عليه السلام) در سال 128 (ه . ق) و امام رضا (عليه السلام) در سال 148 (ه . ق) ديده به جهان گشودند، پس امام کاظم (عليه السلام) نيز قبل از 20 سالگي ازدواج نموده‌اند.

پس طبق آيات، روايات و سيره ي معصومين (ع) سن ازدواج در دختران بعد از ? سالگي و در پسران حدود ?? سالگي است؛ اما سؤالي که وجود دارد اين است که آيا تنها رسيدن به اين سن کفايت مي کند، يا معيارهاي ديگري نيز در تعيين زمان ازدواج دخالت دارد؟ شواهد بسياري نشان مي دهد که علاوه بر سن، متغيرهاي ديگري در تعيين زمان مناسب ازدواج مورد توجه است که به تبع آنها، معيار سني نيز نوسان مي يابد. يکي از اصلي ترين معيارهاي تعيين سن ازدواج، از نظر شرع و روان شناسان رسيدن به حد رشد است که خود ابعاد مختلفي دارد و ما اينک به توضيح برخي از جنبه هاي عمده ي آن مي پردازيم.
براي صلاحيت ازدواج از نظر فقه اماميه تنهار سيدن به سن بلوغ کافي نيست. بلکه علاوه بر آن، دختر و پسر بايد رشيد هم باشند؛ يعني بتوانند مصلحت خود را تشخيص دهند تا بتوانند به استقلال و از روي اراده و اختيار عقد ازدواج ببندند. شهيد مطهري درباره ي شرط بودن رشد براي ازدواج مي نويسد: در فقه و سنت اسلامي محرز و مسلم است که براي ازدواج تنها عقل و بلوغ کافي نيست؛ يعني يک پسر به صرف آن که عاقل و بالغ است نمي تواند با دختري ازدواج کند؛ هم چنان که براي دختر نيز عاقله بودن و رسيدن به سن بلوغ دليل کافي براي ازدواج نيست، علاوه بر بلوغ و علاوه بر عقل، رشد لازم است.
اگر بخواهيم کلمه ي رشد را به مفهوم عام آن تعريف کنيم، بايد بگوييم: رشد يعني اين که انسان شايستگي و لياقت اراده و نگه داري و بهره برداري هر يک از سرمايه ها و امکانات مادي و يا معنوي را که به او سپرده مي شود داشته باشد؛ يعني اگر انسان در هر مرحله اي از زندگي که داراي يک شأن و منزلت و مقامي است و يا ابزار و وسيله اي را دارد شايستگي اداره و نگه داري و بهره برداري از آن را داشته باشد، چنين شخصي در آن کار و در آن شأن “رشيد” است.
حال،آن چيز هر چه مي خواهد باشد، همه ي آن اشيايي که وسايل و سرمايه هاي زندگي هستند. سرمايه به مال و ثروت انحصار ندارد. مردي که ازدواج مي کند خود ازدواج و زن و فرزند و کانون خانوادگي، وسايل و، به تعبير ديگر، سرمايه هاي زندگي او هستند، و يا شوهر براي زن و زن براي شوهر حکم سرمايه را دارد. بنابراين، رشد در مورد ازدواج يعني شايستگي و لياقت اداره ي زندگي؛ چنان که شهيد مطهري در اين خصوص مي فرمايد: منظور (از رشد در مورد ازدواج) تنها رشد جسماني نيست، منظور اين است که رشد فکري و روحي داشته باشند، يعني بفهمند که ازدواج يعني چه؟ تشکيل کانون خانوادگي يعني چه؟ عاقبت اين بله گفتن چيست؟ بايد بفهمد اين بله که مي گويد، چه تعهدهايي و چه مسئوليت هايي به عهده ي او مي گذارد و بايد از انجام اين مسئوليتها بر آيد. رشد به معناي ياد شده کاملاً يک امر اکتسابي و قابل يادگيري است. والدين، اطرافيان و فرهنگ جامعه مي توانند نقش اساسي در شکل گيري و تحصيل آن داشته باشند.


پي نوشت ها:
[1] - نساء/ 6- ن.ک. نور/32- آل عمران/39- نحل/72- فرقان/74.
[2] - شيخ طوسي، التبيان في تفسير القرآن، ج3، ص116.
[3] - همان، ص 31.
[4] - همان، ج 21، ص 61.
[5] - همان، ج 20، ص 17.
[6] - شيخ مفيد، الارشاد، ص 253.
[7] - مهدي پيشوايي، سيماي پيشوايان در آيين? تاريخ، ص 77.
موفق و پيروز باشيد.

جدول زمان بندی حضور کارشناسان

 

ارسال سوال

پربازدیدترین ها