بیان جایگاه زنان در منظر امام خمینی(رحمه الله)

جایگاه زنان در منظر امام خمینی(رحمه الله)

از جمله مسائلی که در جامعه ما اهمیت بسیار دارد، آشنایی با اندیشه ناب امام خمینی است. تردیدی نیست که مسأله جایگاه و نقش زنان در ابعاد مختلف جامعه، رابطه تنگاتنگی با جریانات فردی و اجتماعی تمام ملتها در طول تاریخ دارد. چون خداوند زن را در کنار مرد آفرید و در سایه هردو زندگی سرو سامان می یابد، لذا نیل به مراتب عالیه انسانی و تربیت نسلی سرافراز، وحدت و یگانگی هردو را می طلبد. خانواده بنیان جامعه است و جوامع عظیم انسانی از اجتماع این هسته های اولیه پدید می آید و شکل می گیرد. در اندیشه امام نیز زن دارای جایگاه والایی است و ایشان زنان را در کسب فضیلت ها و صفات نیکو، همرتبه با مردان می دانند.

امام خمینی در مورد زن و اهمیت نقش او دیدگاههای جامعی بر اساس جهان بینی مکتب اسلام دارند. ایشان از معدود کسانی بود که به این جهان بینی کامل، دست یافته و معتقد بودند بانوان در اسلام عالی رتبه هستند. جملات و عبارات زیادی در ارتباط با حجاب، تعلیم و تعلم، خودباری و انسان سازی و جایگاه سیاسی و اجتماعی بانوان با بیانی ساده ومعانی ژرف از ایشان برجای مانده که همانند منشوری جاویدان است که اگر دستورالعمل زنان و دولتهای اسلامی قرار گیرد، موجب سعادت و هدایت می شود. اینکه ما پیرامون اندیشه امام در ارتباط با جایگاه زنان تحقیق می کنیم به این خاطر است که شناخت این اندیشه و ارائه آن برای ارتقاء جامعه اسلامی و نیل به اهداف عالی آن امری ضروری می باشد. در طول این پژوهش تلاش می شود با اشاره به سخنان و فرمایشات امام بزرگوار به این سوال پاسخ داده شود که چرا امام تلاش می کرد شخصیت و هویت زن مسلمان را بنمایاند و زنان را از مقام و مرتبه خودشان آگاه سازد.

*** نقش زن در خانواده

از دیدگاه امام خمینی خانواده اولین و مهمترین جایگاه تربیتی بشر و محل بروز و ظهور عواطف انسانی و رکن عمده جامعه است. اگر زن در جامعه بتواند به علم و معرفت و کمالات معنوی و اخلاقی که خدای متعال و آیین الهی برای همه انسان ها به طور یکسان در نظر گرفته است، برسد، تربیت فرزندان بهتر خواهد شد و محیط خانواده گرم تر و باصفاتر خواهد شد وجامعه پیشرفت بیشتری خواهد کرد.

«دامن مادر بزرگترین مدرسه ای است که بچه در آنجا تربیت می شود. آنچه که بچه از مادر می شنود، غیر از آن چیزی است که از معلم می شنود. بچه ... در دامن مادر بهتر تربیت می شود تا در جوار پدر، تا در جوار معلم..» (صحیفه امام، ج9،ص 294-293)

حضرت امام نابسامانی ها و مشکلات تربیتی جامعه را به جدا شدن فرزند از مادر و پیدایش عقده های ناشی از آن نسبت می دهند. ایشان ریشه اکثر بزهکاری ها و آسیب ها و مفاسد اجتماعی را در نتیجه عدم درک محبت مادری و محروم بودن از آن می دانند.

«بچه هایی که از دامن مادر جدا شده اند و در پرورشگاهها رفتند...، محبت مادر ندیده اند، عقده پیدا می کنند. این عقده ها منشأ همه مفاسدی است یا اکثر مفاسدی است که در بشر حاصل می شود. این جنگهایی که پیدا می شود... این دزدیها، این خیانت ها..» (پیشین:293)

از دیدگاه امام خمینی زن نه فقط با حضور مثبت و سازنده خود در جامعه، بلکه با حضور در روان و ذهن مردان و فرزندان در خانواده و در نهایت با حضور در روحیات جامعه، مسیر اصلی جامعه و تکامل انسانی را تعیین می کند. بنابراین، زنان در هر جامعه ای تعیین کننده مسیر حرکت آن جامعه اند.

«بچه وقتی در دامن مادرش هست می بیند مادر اخلاق خوش دارد. اعمال صحیح دارد. گفتار خوش دارد. این بچه از همانجا اعمالش و گفتارش به تقلید از مادر- که از همه تقلیدها بالاتر است - و به تزریق مادر که از همه تزریقها مؤثرتر است - تربیت می شود.» (صحیفه امام، ج7،ص283)

امام، باور داشت که سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زنان است و این زن است که با تربیت صحیح خویش، انسان می سازد. و کشور و جامعه را به سوی اصلاح پیش می برد. پس زنان باید در کسب فضایل و کمالات روحی و معنوی تلاش نمایند؛ چرا که در رشد دادن معنویت در جامعه نقش شایانی دارند.

*** حجاب

در دوران حکومت پهلوی، همچون عصر جاهلیت، شخصیت زن در زیر چرخهای بیعدالتی و تبعیض خرد می شد و زن، بازیچه ای در دست هوسبازان بود. از نظر شاه پهلوی، زن باید فریبا باشد. زن فریبا، نسخه بدلی از تصویر زن در جامعه غربی بود که در آن کرامت و شخصیت واقعی زن در مسلخ فلسفه مادی غرب، قربانی شده بود.

امام خمینی هوشیارانه، نقش زن فریبا را در ابتذال جامعه و خودباختگی جوامع اسلامی درک نمود و در برابر این دسیسه چینی زیرکانه به احیای شخصیت زن مسلمان پرداخت و در چارچوب جهانبینی توحیدی و مقام انسانی زن که خلیفه الله و صاحب کرامت و معنویت است، جایگاه و نقش زن در اجتماع را تبیین نمود.

«شاید شما هیچ کدامتان یادتان نباشد که اونوقت چه کردند، کوچک بودید اما من تلخی این کشف حجابی که اینها کردند و اسمشان را بعداً «آزاد زنان» و «آزاد مردان» پسر رضا خان گذاشت من تلخیش باز در ذائقه ام هست. شما نمی دانید چه کردند با این زنهای محترمه و چه کردند با همه قشرها. الزام می کردند هم تجار را، هم کسبه جزء را، هم روحانیت را، به این که مجلس بگیرید و زنهایتان را بیاورید در مجلس، بیاورید در مجلس عمومی. آنوقت اگر اینها تخلف می کردند کتک دنبالش بود، حرف دنبالش بود، همه چیزها و حرفها بود و اینها می خواستند زن را وسیله قرار بدهند از برای اینکه سرگرمی حاصل بشود برای جوانها و در کارهای اساسی اصلاً وارد نشوند. طریقهای مختلف آنها داشتند برای اینکه جوانهای ما را این دانشگاهی های ما را همه این قشرها را نگذارند به فکر خودشان بیفتند، به فکر مملکتشان بیفتند. از آن طرف همان مسئله کشف حجاب با آن فضاحتی که آنها کردند و با آن رفتاری که با زنهای محترمه کردند و با آن رفتاری که با روحانیون کردند در این مسائل که حتی به آقای کاشانی آمدند تکلیف کردند که شما باید وارد بشوید در این مجلس، شما باید مجلس بگیرید. این هم برای این بود که این جوانها را، جوانهای غافل زن و مرد را وارد کنند در میدان و سرگرمشان کنند به هم. و از اساس مسائل اینها غافل باشند. همچنین مراکز فحشایی که اینها درست کرده اند که از تهران تا آخر تجریش صدها مراکزی بود که مال عشرتکده و امثال ذلک بود...» (صحیفه امام، ج192-191)

با توجه به اهمیت حجاب در رشد کرامت زنان، حضرت امام، نهضت رضاخانی را که به تقلید از فرهنگ غرب در ایران اجرا شد، الگوبرداری از پوشش زنان اروپایی و مایه ننگ کشوری اسلامی می دانست.

«اصل و اساس بر این بود که انحراف درست کنند. اساس بر اصلاحات نبود. اساس بر این بود که نگذارند یک مملکتی رشد بکند. لهذا از آن می فهمیم که آن کشف حجابی که رضا خان به تبع ترکیه به تبع غرب و مأموریتی که داشت، آن برخلاف مصلحت مملکت ما بود. و ما دیدیم که عضو فعالی که کار از او برمی آید شماها بودید. با همین وضعی که الان اینجور حضور دارید، با همین وضع به خیابانها ریختید و به نهضت کمک کردید.»(صحیفه امام،ج7،ص 333)

امام، زن را نه مظهر فریب و بازیچگی، که مبدأ خیرات و سعادت می دانست و می خواست از وجود زن در ارتقا و تعالی جامعه استفاده کند، او را موجودی بس باکرامت و عظمت می دید که سعادت و شقاوت جامعه تا حد زیادی به دست اوست. امام خمینی حجاب را موجب حفظ شخصیت زن، پیشرفت جامعه و دور ماندن آن از ابتذال می داند و بر این باور است که با حفظ حجاب ارزشهای والای انسانی محفوظ میماند و معیارهای معنوی در جامعه سیر صعودی به خود می گیرد. امام خمینی می فرماید:

« امروز باید خانم ها به وظایف اجتماعی و دینی خودشان عمل کنند و عفت عمومی را حفظ بکنند و روی آن عفت عمومی کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام بدهند.» (صحیفه امام،ج13،ص193-192)

تأکید حضرت امام بر حجاب بیانگر روشن بینی ایشان در لزوم نگاهبانی ارزشهای اسلامی و جلوگیری از مفاسد ناشی از رعایت نکردن حجاب است. ایشان نه فقط حجاب را مانع کسب علوم، فضایل و فرهنگ نمی دانست، بلکه آن را موجب تقویت حریم عفاف، تحکیم ارزش های انسانی، پالایش روح و عامل استحکام خانواده می شمرد.

«بانوان محترم ایران ثابت کردند... که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد به این کشور تسلیم خواهند کرد و هیچگاه در آن راههایی که قدرتهای بزرگ برای تباه کردن این کشور پیش پای آنها گذاشته بود، نخواهند رفت.» (صحیفه امام، ج14: 356)

«روحانی می گوید این کشف حجاب ننگین یا نهضت با سرنیزه برای کشور ضررهای مادی و معنوی دارد و به قانون خدا و پیغمبر حرام است. روحانی میگوید این کلاه لگنی پسمانده اجانب، ننگ کشور اسلام است و استقلال ما را لکه دار می کند و به قانون خدا حرام است.» (امام خمینی،1327: 213)

حضرت امام اگرچه چادر را حجاب کاملی می دانستند ولی پوشش های مشابه چادر ـ مانند مانتو گشاد ـ که موجب مفسده نمی شود را نیز کافی می دانستند و قائل بودند که اگر قرار باشد پوشش بانوان همراه با مفسده و خلاف اخلاق باشد باید از آن در جامعه جلوگیری شود همان طور که در پاریس در پاسخ خبرنگاران و بانوان محجبی که درباره میزان حجاب در ایران از ایشان سؤال کردند؛ فرمودند:

«آری در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولی لازم نیست که چادر باشد. بلکه زن می‏تواند هر لباسی را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ما نمی‏توانیم و اسلام نمی‏خواهد که زن به عنوان یک شیء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام می‏خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمی‏دهیم تا زنان فقط شیئی برای مردان و آلت هوسرانی باشند.» (صحیفه امام، ج‏5،ص294)

حضرت امام بدنه مردم را به حفظ ظاهر اسلامی کشور فرا می خواندند و کمترین مماشات در این امر را نمی پذیرفتند، چنانچه وقتی حضرت ایشان با خبر شدند که در سواحل دریا بی بندوباری و اختلاط صورت می گیرد برآشفته شده و فرمود:

«اسلام نمی‏گذارد که لخت بروند توی این دریاها شنا کنند. پوستشان را می‏کند!... که بعد از اینکه می رفتند زن و مرد در دریا، زنها همان طور لخت و همان طور لخت می‏آمدند توی شهر! مردم هم جرأت نمی‏کردند حرف بزنند. امروز اگر یک همچو چیزی بشود، اینها را ما خواهیم تکلیفشان را معین کرد. و دولت هم معین کرد. البته دولت [به‏] طوری که وزیر کشور گفتند، گفتند ما جلویش را گرفتیم. اگر نگیرند، مردم می‏گیرند. مگر مازندرانی ها می گذارند یا رشتی ها می‏گذارند که باز کنار دریاشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوی‏‏ها [بندر انزلی] مرده‏اند که زن و مرد با هم در یک دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند! مگر می‏گذارند اینها را؟ تمدنهای اینها این است. آزادیی که آنها می‏خواهند همین. این جور آزادی! بروند قمار بکنند و با هم بشـوند و با هم [سرگرم عیـش و نـوش‏]

بشوند... آزادی در حدود قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزادیها را که مادون فساد باشد داده. آنی که جلو گرفته فسادهاست که جلویش را گرفته است. و ما تا زنده هستیم نمی‏گذاریم این آزادیهایی که آنها می‏خواهند، تا آن اندازه‏ای که می‏توانیم، آن آزادیها تحقق پیدا کند.» (صحیفه امام، ج‏8: 339)

امام خمینی در جمع بانوان قم در 25/12/59 فرمودند:

«آن ارزشی که امروز در کشورهای اسلامی و خصوصاً در کشور ایران پیدا شده است این است که در رژیم سابق شأن و مرتبت عبارت از آرایش مهوّع و لباسهای کذا و منزلگاه های کذا بود و امروز ارزش، ارزش انسانی است، ارزش اخلاقی است، ارزش انسانی است به واسطه همین تحول در قشر بانوان، دیگر آنهایی که با آرایش های فاسد و لباسهای فاخر می خواستند فخرفروشی کنند، در بین جامعه نسوان ما محکومند و خجالت زده اند. آن روز بانوان اسلامی ما خجلت می کشیدند که با لباس اسلامی و لباسی که در آن مراعات شده باشد [ظاهر بشوند] طبقات ضعیف هم اگر این کار را می کردند، خجالت می کشیدند در بین قشرهای فاسد و مرفه بروند. امروز امر بعکس است؛ آن اشخاصی که دارای آنطور کارهای فاسد و آرایش فاسد و خودنماییهای مفسد بودند، آنها احساس شرم می کنند در بین شما.» (صحیفه امام، ج 14،ص 198-197)

امام در جمع بانوان به مناسبت روز زن در بیست و دوم اسفند ماه 63 اظهار کردند:

«باید توجه داشته باشید که حجابی که اسلام قرار داده است، برای حفظ آن ارزشهای شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است... برای این است که آن ارزشهای واقعی که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه های شیطانی یا دستهای فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال می شدند اینها، این ارزشها زنده بشود.» (صحیفه امام، ج19،ص 185)

حضرت امام درباب آزادی زنان در انتخاب پوششان در مصاحبه با خبرنگار روزنامه گاردین به تاریخ 10/8/57 فرمودند:

«زنان در انتخاب فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین آزادند. و تجربه کنونی فعالیتهای ضد رژیم شاه نشان داده است که زنان بیش از پیش آزادی خود را در پوششی که اسلام می گوید یافته اند.» (صحیفه امام،ج4،ص247)

از نگاه امام، نماد ارزشمند و بسیار روشن زن در جامعه اسلامی، زنی است که در بر اندازی رژیم شاه و پس از آن در مراحل تصویب و تثبیت جمهوری اسلامی نقش ارزنده ای داشته. حتی انقلاب اسلامی گاه به نام انقلاب چادرها نامیده می شود. این زن در جنگ و دفاع نقش تعیین کننده ای دارد و در هدایت و رهنمود جوامع جزو رسولان و فرستادگان دینی است. از منظر امام، زن مربی و مظهر آمال بشر است و از دامن وی مرد به معراج می رود و اگر آنان از ملت ها گرفته شوند ملت ها به شکست و انحطاط کشیده می شوند.

*** جایگاه علمی و فرهنگی بانوان از دیدگاه امام خمینی

حضرت امام لزوم تعلیم و تعلم را همراه و همزاد با تهذیب نفس می داند و در این باره می فرمایند:

«دخترم! پیمبران مبعوث شدند تا رشد معنوی به بشر دهند و آنان را از حجاب ها برهانند.» (صحیفه امام،ج18،ص445)

حضرت امام برای شخصیت علمی و فرهنگی زنان در اجتماع به لحاظ آنکه فرزندان امروز و نسل فردا در دامن زنان باید تربیت شوند جایگاه ویژهای قائل هستند و معتقدند:

«امکان رسیدن به رتبه اجتهاد برای زن هم هست ولی نمی تواند مرجع تقلید برای دیگران باشد.» (صحیفه امام،ج1،ص 21)

و در جایی دیگر می فرمایند:

«شما می دانید که فرهنگ اسلام در این مدت مظلوم بود، در این مدت چند صد سـال، بلکه از اول بعد از پیغمبر سلام الله علیه تا برسد به حالا فرهنگ اسلام مظلوم بود، احکام اسلام مظلوم بودند و این فرهنگ را باید زنده کرد. و شما خانمها همانطوری که آقایان مشغول هستند، همانطوری که مردها در جبهه علمی و فرهنگی مشغول هستند، شما هم باید مشغول باشید.» (صحیفه امام،ج20،ص9)

ایشان ستایشگر فضایی هستند که در آن زنان نیز همانند مردان توانایی تحصیل و رسیدن به مدارج بالای علمی را داشته باشند.

«شما بانوان در ایران ثابت کردید که در پیشاپیش این نهضت قدم برداشتید، شما سهم بزرگی در این نهضت اسلامی ما دارید، شما در آتیه برای مملکت ما پشتوانه هستید... شما در تحصیل کوشش کنید که برای فضائل اخلاقی، فضائل اعمالی، مجهز شوید... دامان شما یک مدرسه ای است که در آن باید جوانان بزرگ تربیت بشوند.» (صحیفه امام،ج6،ص521) زنان باید تحصیل کرده پزشکان متخصص، آنهم در رشته های گوناگون و مربیان و دبیران و معلمانی کاردان و باتقوا امروز و فردای ایران عزیز ما را تأمین کنند.» (اشتهاردی: 109-110)

امام همواره خواهان حضور جدی بانوان در عرصه های علمی و فرهنگی بودند و زنان را تشویق به فراگیری علوم مختلف می نمودند.

«درود بی پایان بر زنان متعهدی که اکنون در سراسر کشور به تربیت نوباوگان و تعلیم بیسوادان و تدریس علوم انسانی و آموزش فرهنگ غنی قرآنی اشتغال دارند.» (صحیفه امام، ج14،ص317)

حمایت بی دریغ حضرت امام از تحصیل و پیشرفت عملی زنان در سیره خصوصی و در شیوه خانوادگی ایشان مشهود است. این در شرایطی بود که در همان زمان برخی طبقات اجتماعی و اصناف جامعه، دختران و زنان خود را از کسب علم و فضیلت به نام دین و دینداری تا بدانجا باز می داشتند که حتی برخی از ایشان از دانش و سواد اولیه هم بی بهره بودند. تحصیلات عالی و کسب کمالات علمی در قشر بانوان خانواده حضرت امام گویای مبارزه عملی ایشان با چنین جهلی می باشد.

*** حضور اجتماعی و سیاسی زنان

در اندیشه امام خمینی زنان همانند مردان باید در تمامی ابعاد و شئون اجتماع دخالت داشته باشند و جامعه تنها به دست مردان نمی تواند آباد گردد.

حضرت امام در سال 1341 با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی که یکی از سه بند آن حق رأی زنان بود مخالفت کردند که این مخالفت باز می گشت به شرایطی که در آن حضور اجتماعی زنان با سوءاستفاده های سیاسی و خدشه به کرامت انسانی آنها توأم بود و توسعه و پیشرفتی از آن حاصل نمی شد. به تعبیر دیگر از آنجا که روح حاکمیت و حکومت شاهنشاهی، الهی و مردمی نبود، امام همکاری در شئون سیاسی و حکومتی آن زمان را به خصوص از جانب بانوان که مورد بهره برداری رژیم قرار می گرفت به مصلحت نمی دانستند. اما در آستانه خیزش انقلابی مردم مسلمان ایران، موضوع حضور زنان در عرصه های انقلاب نه تنها به عنوان یک وظیفه بلکه به عنوان یک حق مطرح شد.

در اعلامیه ای مشترک از امام و هشت نفر دیگر از علمای قم در ارتباط با تصویب نامه خلاف قانون دولت در زمینه انتخاب شدن و انتخاب کردن زن ها در اسفند ماه 1341 آمده است:

«اگر سهیم بودن زنها در انتخابات به طوری که آقای وزیر کشور مدعی است و از هیأت دولت نیز ظاهر می شود، موافق قانون اساسی است تصویب هیأت دولت بیمورد است و درست مثل آن است که شرکت مردان را در انتخابات تصویب کند، و اگر تصویب صحیح است معلوم می شود به نظر هیأت دولت شرکت نسوان مخالف قانون اساسی است. اگر سهیم نبودن زن ها به عقیده آنها مغایر قانون اساسی است مکلف کردن هیأت دولت آقای وزیر کشور را که پس از افتتاح مجلسین مجوز قانونی تصویب نامه را تحصیل نماید، بی اساس است و اگر مجوز قانونی می خواهد، معلوم می شود به نظر دولت شرکت زنها مغایر قانون اساسی است. آیا بهتر نبود که هیأت دولت با قدری فکر و تأمل تصویب نامه ای صادر می کرد که این تناقض گویی های واضح رخ ندهد؟

مقدمه قانون اساسی غیر از قانون اساسی است بلکه کلام شاه وقت است و رسمیت قانونی ندارد و آقای وزیر کشور آن را بدون تأمل یا برای اغفال مورد استدلال قرار داده اند، بلکه بهتر بود تا آخر این مقدمه را مطالعه کنند که واضح شود نسوان حق مداخله در انتخابات ندارند، زیرا در همان مقدمه است:

«اینک که مجلس شورای ملی بر طبق نیات مقدسه ما افتتاح شده است.» پس اگر شرکت نسوان منظور بوده چگونه ممکن است مجلس را بدون شرکت زنها بر طبق نیات مقدسه افتتاح نمایند؟ این عبارت صریح است به اینکه دوره اول مجلس طبق نیات شاه بوده است و زن ها در آن شرکت نداشته اند، پس معلوم می شود که برای زنان حق نبوده است.

از بیان سابق معلوم می شود مراد از قاطبه اهالی مملکت که در اصل دوم است آن نیست که هیأت وزیران فهمیده اند، بلکه مراد آن است که وکیل تهران، وکیل همه ملت است و وکیل قم نیز وکیل همه ملت است، نه وکیل حوزه انتخابیه خود چنانچه در اصل سی ام متمم قانون اساسی به آن تصریح شده است و دلیل بر این مدعی آنکه بیشتر از ده طبقه حق رأی ندارند، با آن که جزء قاطبه اهالی مملکت هستند، پس باید تصدیق کنند که یا محروم کردن این طبقات، مخالف قانون اساسی است و یا شرکت نسوان مخالف است؟ به نظر هیأت دولت که طایفه نسوان و سایر محرومین به موجب قانون اساسی حق شرکت در انتخابات دارند، از صدور مشروطیت تاکنون تمام دوره های مجلس شورا برخلاف قانون اساسی تشکیل شده و قانونیت نداشته است زیرا که طایفه نسوان و بیش از ده طبقه دیگر در قانون انتخابات از دخالت محروم شده اند و این مخالفت با قانون اساسی بوده است، در این صورت مفاسد زیادی لازم می آید. با این وضع رقت بار به جای اینکه دولت درصدد چاره برآید سر خود و مردم را گرم می کند به امثال دخالت زنان در انتخابات یا وارد نمودن نیمی از جمعیت ایران را در جامعه. و نظایر این تعبیرات فریبنده که جز بدبختی و فساد و فحشا چیز دیگری همراه ندارد. آقایان نمی دانند که اسلام مراعات بانوان را در تمام جهت بیش از هرکسی نموده و احترام به حیثیت اجتماعی و اخلاقی آنها موجب شده است که از این نحو اختلاط مخالف با عفت و تقوای زن جلوگیری کند نه آنکه خدای نکرده آنان را مانند محجورین و محکومین قرار دهد. مگر فقط علامت عدم محجوریت آن است که در این مجلسها وارد شوند؟ اگر چنین است باید صاحب منصبان و اجزای امنیه و نظمیه و شاهزادگان بلافصل و اشخاصی که کمتر از بیست سال دارند از محجورین و محکومین باشند.» (صحیفه امام،ج1،ص149-146)

«دستگاه جابره در نظر دارد تساوی حقوق زن و مرد را تصویب و اجرا کند یعنی احکام ضروریه اسلام و قرآن کریم را زیر پا بگذارد یعنی دخترهای هیجده ساله را به نظام اجباری ببرد و به سربازخانه ها بکشد یعنی با زور سرنیزه دخترهای جوان عفیف مسلمانان را به مراکز فحشا ببرد.»(صحیفه امام،ح1،ص153)

«از تساوی حقوق اظهار تنفر کنید و از دخالت زنها در اجتماعی را که مستلزم مفاسد بیشمار است ابراز انزجار و دین خدا را یاری کنید.» (همان،ج1،ص230)

ایشان در اعلامیه ای به مناسبت طرح کاپیتولاسیون فرمودند:

«هیأت حاکمه به جای اینکه برای اقتصاد ایران برای جلوگیری از ورشکستگی های بازرگانان محترم، برای نان و آب فقرا و مستمندان، برای زمستان سیاه بیخانمان ها، برای پیدا کردن کار برای جوانان فارغ التحصیل و سایر طبقات بیچاره فکری بکند به کارهای مخرب مثل آنچه گفته شد و نظایر آن دست میزند از قبیل استخدام زن برای دبیرستان های پسرانه و مرد برای دبیرستان های دخترانه که فساد آن بر همه روشن [است] و اصرار به آنکه زنها در دستگاههای دولتی وارد شوند که فساد و بیهوده بودنش بر همه واضح است.»(همان،ج1،ص413)

حضرت امام در روشنگری و بیان سوء برداشت ها و نیت های پلیدی که سعی و تلاش وافر برای توقف رشد بهینه زنان جامعه مسلمان داشتند فروگذاری نکردند. امام در جایگاه احیاگر ارزشهای اصیل دینی، ساحت دین را از باورها و نواهای بی ریشه ای که با رنگ دین در ارتباط با بانوان درجامعه رسوخ کرده بود، پاک نمود.

«اسلام می خواهد که زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زنها را از آن چیزهایی که در جاهلیت بوده نجات داده است. آنقدر که اسلام به زن خدمت کرده است خدا می داند به مرد خدمت نکرده است. شما نمی دانید که در جاهلیت زن چه بوده و در اسلام چه شده. حالا هم اینها دارند از جاهلیت بدتر می کنند. آن وقت آنها زن را بی اهمیت میکردند، و حالا ایشان (شاه) می فرمایند که زن باید لعبت باشد! زن باید نمی دانم چه باشد، یک چنین حرفی که به کرامت زن برمی خورد اعتقاد ایشان درباره زن این است که باید- یک تعبیر سوئی کرده بود- اینطوری باشد. اسلام می خواهد زن این طوری نباشد. اسلام می خواهد زن همان طوری که مرد همه کارهای اساسی را می کند، زن هم بکند اما نه اینکه زن یک چیزی بشود که آقا دلشان می خواهد که بزک کرده بیاید توی جامعه و با مردم مخلوط بشود، با جوان ها آن طوری مخلوط شود! اسلام می خواهد اینها را جلو بگیرد. اسلام می خواهد حیثیت و احترام زن را حفظ کند. می خواهد به زن شخصیت بدهد که از این شیئیت بیرون بیاید. اینها میخواهند زن را بفروشند و او را از این دست به آن دست کنند، این را مخالف است اسلام. با زن مخالف است اسلام؟! اسلام به زن خدمتی کرده است که در تاریخ همچو سابقه ای ندارد. اسلام زن را از توی آن لجنزارها برداشته آورده و به او شخصیت داده. این اسلام با زن مخالف است؟ اینها تبلیغات است. می خواهند شما را از اسلام دور کنند و مال شما را بخورند.» (صحیفه امام،ج4،ص 428-427)

بعد از پیروزی انقلاب نیز امام بر حضور فعال زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی و مشارکت در صحنه های مختلف تأکید داشتند. امام خمینی در مصاحبه ای با روزنامه لوس آنجلس تایمز به تاریخ 16/9/57 در ارتباط با حضور زنان در دانشگاه و ادارات فرمودند:

«زنان در جامعه اسلامی آزادند و از رفتن آنان به دانشگاه و ادارات و مجلسین به هیچ وجه جلوگیری نمی شود. از چیزی که جلوگیری می شود فساد اخلاقی است که زن و مرد نسبت به آن مساوی هستند و برای هر دو حرام است.» (همان،ج5،ص183)

حضرت امام در اولین مصاحبه ای که با خبرنگاران ایرانی داشتند به تاریخ 13/11/57 در پاسخ به سؤال خبرنگار زنی که پذیرفته شدن خود را نزد امام برای انجام مصاحبه، از نشانه های مترقی بودن نهضت اسلامی می دانست، فرمودند:

«اما اینکه شما را پذیرفته ایم. بنده شما را نپذیرفتم. شما آمدید اینجا و من نمی دانستم شما می خواهید بیایید اینجا که پذیرفتم. این‎هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقی است که به مجرد اینکه شما به اینجا آمدید اسلام مترقی است. ترقی هم این نیست که زنها خیال کرده اند یا مردهای ما خیال کرده اند.(همان،ج5، ص521-520)

ترقی به کمالات انسانی و با اثر بودن یک زن در مملکت است نه به اینکه سینما برویم که «دانس» برویم و اینها ترقیاتی است که محمدرضا برای شما درست کرد که شما را به عقب رانده که ما باید بعدها جبران کنیم. شما آزادید در کارهای صحیح که دانشگاه بروید، هرکاری را که صحیح است بکنید و همه ملت آزادند در اینها، اما اگر بخواهند کارهای خلاف عفت بکنند و یا کارهای خلاف ملت بکنند از آنها جلوگیری می شود و این دلیل بر ترقی و مترقی بودن است. (همان،ج5،ص521-520)

«زنانی هستند که شرایط بد محیط و اجتماع سابق آنان را از محیط سالم دور نموده است. امیدوارم با تغییر محیط اجتماعی ایران تمام نارواهایی که معلول آن محیط بود از بین برود. شنیده شده است که اینان تقاضای کار کرده اند. لازم است به وضع آنان هرچه بهتر رسیدگی کنید و موجبات رفاه آنان را با اشتغال به کارهای مناسب فراهم نمایید.» (همان،ج6،ص381)

نقش زنان در عالم از ویژگیهای خاصی برخوردار است. صلاح و فساد یک جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد. زن یکتا موجودی است که می تواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتشان یک جامعه بلکه جامعه ها به استقامت و ارزش های والای انسانی کشیده شوند و می تواند به عکس آن باشد.

امام خمینی در سالروز میلاد حضرت زهرا (س) به تاریخ 5/1/61 در پیامی در ارتباط با ظلم و ستمهایی که رضا خان و ایادی او در حق زنان مسلمان روا داشته اند فرمودند:

«بدون شک آنچه در این پنجاه سال روزگار سیاه ایران به دست این رژیم سیه روی به ملت عزیز ایران به ویژه بانوان مظلوم گذشت با طرح و نقشه از پیش حساب شده ابرجنایتکاران جهان بوده است. رضا خان و فرزند جنایتکارش با فکر علیلشان به چنان جنایات عمیقی دست زدند که در طول تاریخ این کشور بی نظیر و یا کم نظیر بوده است. ابر جنایتکاران که ادامه حیات خویش را در اسارت ملتها، به ویژه ملتهای اسلامی، می دانند در این سده های اخیر که راهشان به کشورهای اسلامی نفتخیز و ثروتمند باز شد دریافتند که تنها قشر مذهبی است که می تواند خار راهی در راه استعمار آنان باشد و نیز دریافتند که زنان در این نهضت نقش اساسی داشتند و متوجه شدند که در مشروطه و پس از آن نیز زنان، به ویژه قشر متوسط محروم آنان هستند که می توانند با قیام خود مردان را به میدان بکشند و احساس کردند که تا این عوامل به قوت خود باقی هستند نقشه های آنان نقش بر آب است و لازم دیدند برای دست یافتن به این کشورها و مخازن سرشار آنها، پایه های مذهب و رهبری مذهبی قشرهای مذهبی سست شود و از همان زمانها به فکر این نقشه و عملی نمودن آن افتادند و توفیقهایی هم به دست آوردند. تا آنکه رضا خان را برای این خدمت یافته و او را به قدرت رساندند و او با این سه عامل به پیکار سرسختانه پرداخت و کسانی که آن زمان را به یاد دارند می دانند این خائن خطرناک با دستیاری عمال بیوطنش با اینان چه کردند و برای پیروزی هرچه سریعتر نقشه هایشان چه راه هایی را برای انحراف و مصرفی نمودن و به فساد کشاندن بانوان مظلوم در پیش گرفتند. کافی است نسل حاضر که آن روزگار سیاه را درک نکردند به کتابها، شعرها، نوشته ها، نمایشنامه ها، تصنیف ها، روزنامه ها، مجله ها و مراکز فحشا و قمارخانه ها و شرابفروشی ها و سینماها که همه یادگار آن عصر بودند بنگرند و یا از آنان که دیده اند بپرسند و نیز سؤال کنند که نسبت به زن، این قشر انسان پرور و آموزگار چه ظلمها و خیانتهایی در ظاهر فریبنده ای به اسم زن مترقی روا داشتند. شک نیست که توده های زنان مذهبی خصوصاً محرومان جامعه مقاومت نمودند ولی برای استعمارگران خائن در بسیاری از قشرهای مرفه و عشرت طلب توفیق حاصل شد و اینان بازار را برای اربابان گرم کردند.» (همان،ج16،ص194-192)

« ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان، در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند... و از محرومیت هایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند؛ خارج نموده اند.»(صحیفه امام، ج21،ص398-397)

از دیدگاه امام خمینی در نظام اسلامی، زن به عنوان یک انسان می تواند مشارکت فعال با مردان در بنای جامعه اسلامی داشته باشد. «زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زنها در جمهوری اسلام رأی باید بدهند. همان طوری که مردان حق رأی دارند، زنها حق رأی دارند.»(همان،ج6،ص300) «همان طوری که مردها باید در امور سیاسی دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زنها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفط کنند. زنها هم باید در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی همدوش مردها باشند.» (همان،ج18،ص403)

«خانمها حق دارند در سیاست دخالت بکنند، تکلیفشان است. روحانیون هم حق دارند در سیاست دخالت بکنند، تکلیف آنهاست.» (همان،ج10،ص15)

در اندیشه امام خمینی زن نیز یکسان با مرد در سرنوشت خود دخیل است و می تواند حضور فعال در صحنه های مختلف جامعه داشته باشد.

«اسلام هیچ گاه مخالف آزادی زنها نبوده است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت خود را انتخاب کند و در فعالیت های مختلف اجتماعی شرکت داشته باشد. زنان آزادند در همه فعالیت ها نقش داشته باشند، آن چیزی که اسلام با آن مخالف است شیء شدن زن در جامعه است، اسلام می خواهد که زن حیثیت و شخصیت و شرافت خود را حفظ کند. اسلام زنان را از فسادی که آنان را تهدید می کند نجات داده و می دهد و در حقیقت آنان را از بند فساد آزاد کرده است. اسلام نمی خواهد زنان ملعبه دست باشند، می خواهد زنان آدم باشند مثل سایر آدم ها. ما می خواهیم زن آدم باشد مثل سایر آدم ها، انسان باشد مثل سایر انسانها، آزاد باشد مثل سایر آزادی ها.» (صحیفه امام،ج3،ص370)

*** نقش زنان در انقلاب

امام خمینی معتقدند که زنان و مردان در کنار هم این انقلاب را به وجود آوردند. زنان همدوش با مردان یکپارچه شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی سر دادند. زنان شیردل متعهد همراه با مردان به ساختن ایران عزیز پرداختند.

امام در مصاحبه ای با نماینده مجله عربی «القومی العربی» در تاریخ 20/8/57 فرمودند:

«زندانهای شاه از زنان شیردل و شجاع مملو است. در تظاهرات خیابانی زنان ما بچه های خردسال خود را به سینه فشرده، بدون ترس از تانک و توپ و مسلسل، به میدان مبارزه آمده اند. جلسات سیاسی ای که زنان در شهرهای مختلف ایران برپا می کنند کم نیست. آنان نقش بسیار ارزنده ای را در مبارزات ما ایفا کرده اند. مادران شجاع فرزندان اسلام، خاطره جانبازی و رشادت زنان قهرمان را در طول تاریخ، زنده کرده اند. در چه تاریخی اینچنین زنانی را سراغ دارید و در چه کشوری؟» (همان،ج4،ص440)

حضرت امام در اظهارات گوناگون همه تلاش ها و حرکت های انقلابی و مبنای همه چیز در انقلاب اسلامی را مرهون خانم ها می داند.

«این پیروزی را ما از بانوان داریم قیل از اینکه از مردها داشته باشیم. بانوان محترم ما در صف جلو واقع بودند. بانوان عزیز ما اسباب این شدند که مردها هم جرأت و شجاعت پیدا کنند. ما مرهون زحمات شما خانمها هستیم و همیشه دعا به همه و همه ملت و همه شماها می کنیم.» (همان،ج7،ص6)

امام بزرگوار همواره از حضور زنان در این نهضت قدردانی کرده و زن را مبدأ همه خیرات می دانست. کمتر کسی مانند امام خمینی تا این حد به ارزش کار و تلاش زنان جامعه پی برد و بر آن تأکید نمود.

«آری دختران و زنان مسلمان ایران، در مقیاس های وسیع پنج میلیونی و بیشتر، در سطح کشور در تظاهرات حتی تظاهرات خونین، شرکت کردند، و در برابر مسلسل ایستادند و شعار دادند و خروش برآوردند، و به بستر شهادت خفتند، و در دل جباران ترس آفریدند و بالأخره پیروز شدند.» (سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام، 1376: 6، ج1)

«ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب گونه – علیها سلام الله - فریاد می زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر و می دانند آنچه بدست آورده اند بالاتر از جنات نعیم است چه رسد به متاع ناچیز دنیا.»(صحیفه امام،ج21،ص398)

نقشی که زنان متعهد و فداکار در پیروزی انقلاب و تداوم آن داشته اند، به شهادت همه آنانی که در انقلاب بوده اند و به گواهی امام خمینی به یک معنا از نقش مردان نیز بالاتر بوده است. امام زنان را مجاهد، جنگجو، حاکم بر سرنوشت خود، انسان ساز و مربی جامعه می دانست و برای حفظ انقلاب و اسلام از آنان استمداد می طلبید.

«شما زنها در جنبشهای اصیلی که در ایران رخ داده است از قبیل جنبش مشروطیت تاریخ ایران و تنباکو همدوش با مردها قیام کردید و همین طور در انقلاب بزرگی که در زمان ما واقع شده پیش قدم بوده اید و نقش شما در این نهضت از مردها بیشتر بوده چون وقتی که شما به خیابانها ریختید و در مقابل تانکها و توپها تظاهر کردید، مردها قدرت شان چند برابر شد. پس از پیروزی انقلاب در امر پاکسازی و جهاد و سازندگی نقش بزرگی را ایفا کردید و موجب دلگرمی برادران رنجدیده خود شدید.» (همان،ج10،ص184-183)

نتیجه گیری

در این مقاله دیدگاه های امام در قالب پنج بخش شامل: حجاب و پوشش، زنان و بنیان خانواده، فعالیت های فرهنگی، حضور سیاسی و اجتماعی ایشان و نقش زنان در انقلاب بررسی شد.

از مجموع این مباحث بر می آید که زنان همچون مردان در همه صحنه های گوناگون اجتماعی می توانند نقش فعالی داشته باشند. حضرت امام در مورد جایگاه علمی و فرهنگی، زنان را نیز همانند مردان موظف می دانند که در جبهه های علمی و فرهنگی مشغول باشند. ایشان همواره خواهان حضور جدی بانوان در عرصه های علمی و فرهنگی بودند و زنان را تشویق به فراگیری علوم مختلف می نمودند.

تأکید حضرت امام بر حجاب بیانگر روشن بینی ایشان در لزوم پاسداری ارزشهای اسلامی و جلوگیری از مفاسد ناشی از رعایت نکردن حجاب است. امام، زن را نه مظهر فریب و بازیچگی، که مبدأ خیرات و سعادت می دانست و می خواست از وجود زن در ارتقا و تعالی جامعه استفاده کند، او را موجودی بس باکرامت و عظمت می دید که سعادت و شقاوت جامعه تا حد زیادی به دست اوست.

از دیدگاه امام خمینی زن نه فقط با حضور مثبت و سازنده خود در جامعه، بلکه با حضور در روان و ذهن مردان و فرزندان در خانواده و در نهایت با حضور در روحیات جامعه، مسیر اصلی جامعه و تکامل انسانی را تعیین میکند. بنابراین، زنان در هر جامعه ای تعیین کننده مسیر حرکت آن جامعه اند.

ایشان در روشنگری و بیان سوء برداشت ها و نیت های پلیدی که سعی و تلاش وافر برای توقف رشد بهینه زنان جامعه مسلمان داشتند، فروگذاری نکردند. امام خمینی معتقدند که زنان و مردان در کنار هم این انقلاب را بوجود آوردند. زنان همدوش با مردان یکپارچه شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی سر دادند. زنان شیردل و متعهد همدوش با مردان به ساختن ایران عزیز پرداختند.

از نظر امام، زن می تواند در سیاست، تحصیل، انتخاب مشاغل مناسب، شرکت در انتخابات، انجام معاملات و... آزادانه شرکت کند. اما در عین حال نباید عفت خود را از یاد ببرد.

در پاسخ به این پرسشی که در مقدمه مطرح شد باید گفت که امام معتقد بود اگر زنان جامعه در حفظ حقوق و آگاهی و صیانت از حریم حجاب و عفاف خود بکوشند، از درون این جامعه مردانی پاک پدید می آیند. بها دادن امام به رشد و کمال زن به این دلیل بود که زنان را وسیله رشد و تعالی جوامع و ملت ها می دانست و یقین داشت که اگر نقش مهم و خطیر انسان سازی زنان در جامعه ای به ابتذال و انحطاط سوق داده شود، آن جامعه و افرادش به نابودی و گمراهی کشیده می شوند. اگر زنان شجاع و انسان ساز از ملت ها گرفته شوند، ملت ها به شکست و انحطاط کشیده می شوند. امام از طرفی بر حفظ شؤون اسلامی و انسانی زنان تأکید می نمود و از سوی دیگر این مسئله را با حضور زنان در عرصه های اجتماعی و شخصیت واقعی زنان در تقابل نمی دید. از نظر ایشان حضور زنان درصحنه های فرهنگی و اجتماعی که مناسب شؤون آنان است، امری ضروری است. آنان بدون حضور در میدانهای اجتماعی، نمی توانند نقش اصلی و سازنده ای در ارتقای معنویات جامعه ایفا نمایند.

منابع:

1- امام خمینی (ره)، استفتائات، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ج1، 1366.

2- امام خمینی (ره)، ره عشق، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، 1387.

3- خمینی، امام، صحیفه امام (بیانات، پیامها، مصاحبه ها، احکام، اجازات شرعی و نامه ها)، دوره بیست و دو جلدی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1389

4- امام خمینی (ره)، کشف اسرار، بی تا، قم، انتشارات آزادی

5- امام خمینی (ره)، ندای حق، کمیل، تهران، 1357.

6- امام خمینی (ره)، تنظیم و نشر آثار امام، «آخرین پیام»، صحفی، چاپ سوم.

7- اشتهاردی، محمدی «پوشش زن در اسلام» همراه پیامها و فتاوای امام (ره)، ناصر، چاپ دهم.

8- انتشارات امیرکبیر، در جستجوی راه از کلام امام، دفتر سوم، تهران، 1361.

9- انتشارات پیام آزادی، سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام، چاپ نهم، ج1، 1376.

10- اداره کل مراکز و روابط فرهنگی، سیمای زن در کلام امام خمینی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1374.

11- مرتضوی، سید ضیاء، امام خمینی و الگوهای دین شناختی در مسائل زنان، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1378.

منبع:http://www.imam-khomeini.ir/fa/n127862/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9...

بیان جایگاه زنان در منظر امام خمینی(رحمه الله)

تصویر modir
نویسنده / مترجم: modir

نظر خودتان را ارسال کنید

3 + 10 =

ارسال سوال

4 + 14 =

پربازدیدترین ها